یاد من باشد تنها هستم

ماه بالای سر آبادی است 
اهل آبادی در خواب
روی این مهتابی ، خشت غربت را می بویم
باغ همسایه چراغش روشن
من چراغم خاموش
ماه تابیده به بشقاب خیار ، به لب کوزه آب

غوک ها می خوانند
مرغ حق هم گاهی

کوه نزدیک من است : پشت افراها ، سنجدها
و بیابان پیداست
سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست
سایه هایی از دور ، مثل تنهایی آب ، مثل آواز خدا پیداست

نیمه شب با ید باشد
دب آکبر آن است : دو وجب بالاتر از بام
آسمان آبی نیست ، روز آبی بود
یاد من باشد فردا ، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم
یاد من باشد فردا لب سلخ ، طرحی از بزها بردارم
طرحی از جاروها ، سایه هاشان در آب
یاد من باشد ، هر چه پروانه که می افتد در آب ، زود از آب در آرم
یاد من باشد کاری نکنم ، که به قانون زمین بر بخورد
یاد من باشد فردا لب جوی ، حوله ام را هم با چوبه بشویم
یاد من باشد تنها هستم
ماه بالای سر تنهایی است

نظرات 2 + ارسال نظر
مرد قبیله چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 05:04 ق.ظ http://hallowsky.blogfa.com

خیلی غریبی واسه من از چه شبی جداشدی
از چه زمونی خاکتو لونه سایه ها شدی
کدوم غروب نشونی داد شب از کدوم جاده بیاد
از عاشقای رهگذر نشونی منو بخواه
وقتی که حرف من نبود کدوم صدا در تو نشست
کدوم ستاره پر کشید تو چشمای تو نطفه بست
غریبه ای اما دلم برای تو پر میزنه
برای پیدا کردنت به هر شبی سر می زنه
هی غریبه خوش اومدی به جشن ساده تنم
بیا که من به گریه هات یه رنگ تازه می زنم

رضا چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 05:17 ق.ظ http://www.online4ever.blogsky.com





........... WWW.ONLINE4EVER.BLOGSKY.COM .............



برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد