ماه برآمد
چروکیده
بچکان پیمانه ی مستی
سیاه سیاه
شوخ چشمی هایت را نبخش
به محاق نشسته ام
تصویر تمام قد تو
تسلیم ساده ی من
عزیزم !
نیمه هایت زیباست
توِ تمام
تا گذشته های هق هق من می رود
و بس
ماه محاقم آمد
از کوه تو هر روز افتادم
عزیزم !
رهایی ام را هیچ گاه بشارتی نبوده ای
که سراسر نرم باریدی
رگارگ زیستنم را
محبوب تصویرت تمام قد
زندگی زیباست ای زیبا ......