سه نقطه ...

غروب ، مرد ، خیابان ، سه نقطه ، برف ، زمستان

کنار پنجره یک زن ، اتاق : غمزده ، زندان

دو صندلی ، دو سه تا مبل ، روزنامه و کاغذ

دو تا مجسمه ، ساعت ، سه قاب ، آینه ، گلدان

صدای عقربه بود و سه تیک تاک پیاپی

و بعد غرش طوفان ، بدون شرشر باران

پس از سه بیت ورودی سراغ مرد که رفتم

هنوز برف و سه نقطه نشسته روی خیابان

دوباره پنجره اما اتاق ساکت و خالی

دو ردپای موازی رسیده تا سر میدان
نظرات 2 + ارسال نظر
فرید پنج‌شنبه 21 مهر‌ماه سال 1384 ساعت 05:16 ق.ظ http://pashew-life.blogsky.com

همیشه زیبا مینویسی و با احساس من هر شب سر میزنم

این وبلاگه جدیدمه یک نظر هم روش بده خوشحال میکنی


www.pashew.mihanblog.com

فرید پنج‌شنبه 21 مهر‌ماه سال 1384 ساعت 06:11 ق.ظ http://pashew.mihanblog.com

به ما هم سر بزنید خوشحال میشم این وبلاگه جدید منه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد