چادر نشین

من هم غریب نیستم از این حوالی ام
چادر نشین حاشیة خشکسالی ام
همچون درخت در شب دی ماه زیر برف
از بال و آشیانه و آواز خالی ام
پا بند هیچ ساحل آرام نیستم
موجم ولیک سرکشم و لاابالی ام
کوپال و یال زیور اندام شیر هاست
عریان و سر به زیر چو ببر شمالی ام
آنسوی تر که پای خیالی نمی رسد
من یک صدای گمشدة لایزالی ام
با این همه به دیدنت ای خوب آمدم
شرمنده ام ز عشق ، اگر دست خالی ام

نظرات 2 + ارسال نظر
من چهارشنبه 13 مهر‌ماه سال 1384 ساعت 04:27 ق.ظ http://pardismadhouse.blogsky.com

این فرشته کوچولوتون چقدر نازه!

فرید چهارشنبه 13 مهر‌ماه سال 1384 ساعت 07:13 ق.ظ http://pashew-life.blogsky.com

سلام خسته نباشی تبریک میگم خیلی قشنگه خوب می نویسی به ما سر بزنید موفق باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد