من هم غریب نیستم از این حوالی ام
چادر نشین حاشیة خشکسالی ام
همچون درخت در شب دی ماه زیر برف
از بال و آشیانه و آواز خالی ام
پا بند هیچ ساحل آرام نیستم
موجم ولیک سرکشم و لاابالی ام
کوپال و یال زیور اندام شیر هاست
عریان و سر به زیر چو ببر شمالی ام
آنسوی تر که پای خیالی نمی رسد
من یک صدای گمشدة لایزالی ام
با این همه به دیدنت ای خوب آمدم
شرمنده ام ز عشق ، اگر دست خالی ام
این فرشته کوچولوتون چقدر نازه!
سلام خسته نباشی تبریک میگم خیلی قشنگه خوب می نویسی به ما سر بزنید موفق باشی